رضا رحمتى / عبد الحسين بينش
37
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)
همچنين هنگامى كه ابوبكر نزد وى آمد و نسبت به خلافت ، اظهار بىرغبتى كرد و عذر آورد كه چون مردم با من بيعت كردند و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده : « خداوند امّت مرا بر اشتباه جمع نمىكند . » من خلافت را پذيرفتم و اگر مىدانستم كه حتى يك نفر از امّت ، با من مخالف است آن را قبول نمىكردم ، « 1 » حضرت در جواب او فرمود : « اگر تو نسبت به خلاف رغبت ندارى ، چرا آن را پذيرفتى ؟ و آيا من و افراد ديگرى كه با تو بيعت نكردند ، جزو امّت هستيم يا نه ؟ » ابوبكر گفت : « بلى جزو امتيد . » آن حضرت فرمود : « اگر جزو امتيم ، ديگر استدلال به حديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه خداوند امت مرا بر اشتباه جمع نمىكند ، بىمعناست ، زيرا هيچ يك از اصحاب در ايمان اين افراد و اينكه جزو امتند ، حرفى ندارد . » اميرمؤمنان عليه السلام سپس به ابوبكر فرمود : « آيا مىدانى چه كسى شايستهء خلافت است . . . » ؟ ابوبكر گفت : « كسى كه وفادار و خيرخواه مسلمانان باشد و با كافران سازش نكند و به عدل و نيكى بر جامعه حكومت نمايد و نسبت به دنيا زهد بورزد و به قرآن و سنّت آگاه باشد و حق مظلوم را از ظالم بستاند . » على عليه السلام دو شرط سابقهء در دين و نزديكى به رسول خدا را نيز بر آن شرايط اضافه كرد و فرمود : « اى ابوبكر ، تو را به خدا سوگند آيا اين شرايط در من هست يا در تو ؟ » ابوبكر جواب داد : در تو . اميرمؤمنان پس از اينكه فضيلتها و سوابق خود را به تفصيل براى وى برشمرد ، فرمود : « كسى كه داراى اين شرايط است ، شايستگى خلافت امّت را دارد ، چه
--> ( 1 ) - الامامة والسياسة ، ابن قتيبه ، ج 1 ، ص 18 - 19 .